X
تبلیغات
وبلاگ بچه های حقوق دانشگاه آزاد لارستان
وبلاگ بچه های حقوق دانشگاه آزاد لارستان

سلام. 

نزدیکای نیم ساعتی به تحویل سال مونده . 

92 هم تموم شد رفت پی کارش . 

سالی که پر بود از خوبی و بدی . پر بود از سختی و آسونی . پر از خنده و گریه . . .

چیزهایی به دست آوردیم و چیزهایی از دست دادیم .

عزیزانی از پیشمون رفتن , دوستای جدیدی پیدا کردیم . . .

واسه خیلی ها سال سختی بود . خیلی از بچه ها بعد از مدت ها درس خوندن متاسفانه به نتیجه ای که میخواستن نرسیدن 

و چند نفری هم نتیجه زحماتشون رو گرفتن و قبول شدن توی آزمون وکالت . بعضی ها هم از سر خوش شانسی قبول شدن

امیدوارم همه دوستان توی سال جدید به نتیجه زحماتشون برسن  و هر چی که میخوان خدا نصیبشون کنه .


دارم فکر میکنم یه خاطره مربوط به دانشگاه و سال نو رو بگم . اما چیزی یادم نمیاد .

فقط یادمه استاد قایدی دم عید هم ولمون نمیکرد و مجبوری تا هفته اخر میرفتیم سر کلاس . 

خدا حفظ  کنه استاد قایدی رو .


سال نو همه مبارک

نوشته شده توسط admin در ساعت 20:55 | لینک  | 

کجا رفتی ?

چرا اینقدر زود ? چرا بی خبر ?

آخه بی معرفت . . .

حدودا سه یال پیش , روز تولدت بود که همدیگه رو دیدیم . چقدر اون روز با هم حرف زدیم .از داستان.از سینما . از همه چی . . .

گفتم واریه یعنی چی . گفتی یعنی شهریور . 

بعد از اون بازم همو دیدیم.بیرون رفتیم . با هم عکس انداختیم . . . 

همشهری داسنان رو تو بهم معرفی کردی  . از ققنوس گفتی , که داره پر و باله ش رو باز میکنه . از عشقت به بچه ها . . .

میگن مریض بودی . اما وقتایی که دیدمت که همیشه پر شور بودی و سرحال

هر دفعه لاغر تر از دفعه قبل بودی . پرسیدم ازت چرا ? گفتی از فشار کار و خستگیه . . .

نه پارسا . تو بی معرفت نیستی . من بی معرفتم . من حتی لیاقت ندارم بگم دوستت بودم . 

چه دوستی که خبر مرگت رو دو هفته بعد از رفتنت میفهمه . . .

کامل نبودی . خیلی خوب نبودی . اما ادعایی هم نداشتی .  صاف و ساده بودی و دوست داشتنی . . .

چقدر دوست داشتی داستان هات چاپ بشن .چقدر مشتاق بودم اولین جلد چاپ شده ش رو توی دستات ببینم .

یادش بخیر . آخرین گنجشک .چه داستان قشنگی بود . چقدر حسودی کردم بهت که میتونی اون طوری بنویسی...

اره پارسا . تو اون اخرین گنجشک بودی


پسر شهریوری . خیلی دلم واست تنگ شده . خیلی . . .

چشمام بدجوری حال گریه داره

21.6.65

3.12.92

پارسا  غریب خانی . نویسنده . نقاش . عروسک گردان و . . .

روحت شاد و یادت تا ابد گرامی 

پارسای عزیزم

نوشته شده توسط admin در ساعت 3:31 | لینک  | 

گاهی ادم دلش میگیره . بد جوري هم میگیره . . .

تو این وقتا چقدر خوبه که ادم یکیو داشته باشه که باهاش درد و دل کنه   

اما , وااای از تنهایی

تنهایی همیشه این نیست که تو یه جزیره دور افتاده  تک و تنها مونده باشی . 

گاهی میون یه جمع بزرگ که به ظاهر همه دوستا و آشنا ها هستن , خودتو تنهای تنها میبینی .

گاهی تنهایی این جوری تعریف میشه . . . 

گاهی اینقدر تنها میشی و دلت میگیره که مبای و تو بلاگی که خیلی وفته دبگه مخاطبی  نداره چند خطی رو تایپ میکنی ,

تا شاید کمی اروم بگیری ...

شاید . .  .

نوشته شده توسط admin در ساعت 2:10 | لینک  | 

خب , آزمون امسال هم برگزار شد و خوشبختاته چند تا از دوستامون هم توی آزمون وکالت و قضاوت قبول شدن .
اما واقعا چه طور میشه برای آزمون آماده شد ?!
روش های زیادی وجود داره . اما چیزی که من میخوام واستون بگم , حاصل تجربه چند تا از بچه هایی هست که توی آزمون با رتبه های خوب قبول شدن
اول در مورد کلاس های آمادگی آزمون . 
واقعیت اینه که این کلاس ها واقعا بی تاثیر نیست . تا جایی که طبق اعلام رسمی موسسات فاصل و فاخر , بیشتر از 80 نفر از 135 نفر قبولیه کانون فارس در کلاس های این دو موسسه شرکت کردن .
اما بدون کلاس رفتن هم میشه قبول شد . 
چطور ?
با یک برنامه ریزی خوب و تهیه منابع مناسب .
اگه برنامه ریزی خوبی داشته باشین , حتی با 3 ماه درس خوندن , به صورت روزی 7.8 ساعت مفید , به راحتی میتونید قبول بشین .
قدم اول : 
 تهیه منابع مناسب و معتبر
بهترین روش اینه که جزوات موسسات مختلف رو جمع اوری کنید و با در کنار هم گذاشتن اونا و کمک گرفتن از کتاب های معتبر , یه جزوه خوب با دست خط خودتون تهیه کنین . این جوری هم مطالب بهتر توی ذهنتون نقش میبنده و هم موقع خواندن راحت تر خواهید بود .
منابع پیشنهادی :
1. کتاب قانون مدنی در نظم کنونی , دکتر کاتوزیان . ( فقط روخوانی کنید )
2. جزوات دکتر شهبازی ( واقعا عالی هستن . مخصوصا مدنی و کتاب تست مدنی . از اینترنت به راحتی میتونید جزواتشون رو دانلود کنید )
3 . جزوات موسسات فاضل.فاخر. چتر دانش . دور اندیشان و ... ( هر کدوم یه سری و ها و حتی اشتباهاتی داره . به خاطر همین باید در کنار هم قرارشون بدین و کاستی هاشون رو پوشش بدین )
4. کتاب های قانون مدنی . جزا . کیفری . آیین دادرسی مدنی . تجارت ( سعی کنید مواد قانونی رو بارها و بارها بخونید تا ملکه ذهنتون بشن
5. کتاب های تست معتبر
مثلا مجموعه تست های 10 ساله کانون نوشته آقای . . .
6. کتاب  اصول فقه دانشگاهی .نوشته .محمد رضا شب خیز . عباد محمد تبار 
خیلی از این جزوات رو میتونین از سایت آقای جهان شیری دانلود کنین به این آدرس .
http://nimajahanshiri.blogfa.com
* جزوات مدنی استاد قایدی هم خیلی میتونه مفید باشه .

زمان مطالعه :
 خیلی ها معتقدن بهترین زمان مطالعه و یادگیری صبح زود هست .
مطالعه در صبح زود یه حسن دیگه هم داره . اینکه شما رو سحر خیز و با نشاط تر میکنه .
البته این در مورد همه صادق نیست . خیلی ها هستن که توی زمان های مختلف دیگه ای بهتر و راحت تر درس میخونن. حتی بعضی ها شب تا صبح درس میخونن .
پس این مورو کاملا شخصیه و خود شما باید تشخیص بدین در چه زمانی بهتر میتونین درس بخونین .

تست زنی :
یکی از مشکل ترین قسمت های کار .
تست زنی اصول خاصی داره و مهمترین اصل اینه که ,
سوال و 4 گزینه رو درست و با دقت بخونین . شاید سؤال خیلی سخت با خیلی اسون به نظر برسه , اما نکته کوچکی در اون وجود داشته باشه .
مثل این سوال تجارت امسال .

چنانچه معلوم گردد تاجر ورشکسته :
1. پس از تاریخ توقف با ترجیح یکی از طلبکارها بر سایرین , طلب او را پرداخته باشد , ورشکسته به تقصیر میگردد
2.پیش از توقف میان بستانکاران تبعیض قایل شده , ورشکسته به تقصیر میگردد
3.دفاتر خود را مطابق قانون تنظیم ننموده باشد , ورشکسته به تقلب میگردد
4.پس از توقف به قصد به تاخیر انداختن ورشکستگی خود , خریدی پایین تر یا فروشی بالاتر از مظنه روز کرده باشد , ورشکسته به تقصیر میگردد .

شاید در نگاه اول گزینه  4 درست به نظر برسه , اما . . .
دوباره گزینه رو بخونین. نکته رو گرفتی ? ایول ;-)
 
چرا اشتباه میکنیم ?
مهمترین عامل استرس , کم توجهی و عجله کردنه
اصلا به این فکر نکنین که وقت کم میارین . با آرامش سوال ها و گزینه ها رو بخونین . درست تست زدنه سوالات کمتری , بهتر از جواب دادن به همه سوالات , اما به صورت اشتباه هست

تمرینه تست زنی :
شما هر روز باید تست بزنین . هر مبحثی رو که میخونین باید تست هاش رو هم بزنین و بعد جواب ها رو ببینید . اگه جواب ها به صورت تشریحی باشه که چه بهتر
ببینید چرا بعضی سوالات رو اشتباه جواب دادین ? علت چی بوده ?

هیچ وقت نا امید نشین . شاید بعضی روزها بالای 80 % تست بزنین و گاهی زیر 40 % . این موارد پیش میاد .
شما باتمرین و مطالعه میتونین به این آمار ثبات بدین .

بحث , مناظره و مطالعه چند نفره :
حقوق رشته خاصیه . پس مطالعه اون هم خاصه .
سعی کنین به صورت تیمی درس بخونین . یه تیم 3.4 نفره عالیه .
هر هفته یک روز رو اختصاص به تیم بدین. با هم تیمی هاتون دور هم جمع بشین . چیزهایب که توی طول هفته خوندین رو واسه همدیگه بگین . نکات مبهم و سوالاتتون رو از هم بپرسین . ( خواهید دید که چه تاثیر فوق العاده ای داره .)

استراحت :
خودتون رو با درس و کتاب و جزوه خفه نکنین . بین ساعات مطالعه به اندازه کافی استراحت کنین . فیلم ببینین . موزیک گوش کنین . چند روز یک بار با دوستاتون بیرون برین و . . . 
یادتون باشه حداکثر روزی 8 ساعت مفید درس خوندن کافیه .

استرس : 
ما تو روز هایی زندگی میکنیم که زندگی پر از مشکلات مختلفه . بعضی هامون مجبوریم کارهایی انجام بدیم که هیچ ربطی به رشته تحصیلی و حتی روحیاتمون نداره . اما مجبوریم . . .
خب وقتی مشغول درس خوندن برای ازمون میشیم هم خود به خود دچار استرس میشم . که اگه قبول نشم . اگه نتونم خوب درس بخونم . اگه وقت کافی نداشته باشم و . . . 
رک بگم . نمیشه این فکر و استرس رو کاملا از خودمون دور کنیم . اما میتونیم کمش کنیم . کنترلش کنیم . مطمئن باشید که با تلاش کافی , موفق خواهید بود .
حتی اگه قبول هم نشدید مهم نیست . شما تلاشتون رو کردین و از طرف دیگه حالا از لحاظ حقوقی خیلی در سطح بهتری قرار دارین و این چند ماه درس خوندن خیلی هم بی فایده نبوده .

خب چیز خاص دیگه ای به ذهنم نمیرسه . بازم در مورد آزمون وکالت واستون مینویسم .
اگه سوالی هم داشتین من در خدمتتوم هستم .
نوشته شده توسط admin در ساعت 13:48 | لینک  | 

پوریای ولی گفت ,صیدم به کمند است

از همت آقام علی بخت بلند است

افتادگی آموز اگر طالب فیضی

هرگز نخورد آب , زمینی که بلند است


سلام 

آزمون وکالت امسال هم برگزار شد و نتایج هم اعلام شد . هر چند با تاخیر زیاد 

از بچه های لار فقط دو نفر رو شنیدم که قبول شدن .

علی نظری که ورودی 86 فکر کنم . کانون فارس

و کاظم کاظمی . کانون مرکز . کاظم ورودی 87 بود دیگه ? ( خداییش تو دوران دانشگاه هم دانشجوی ممتازی بود )

واسه هر دوشون آرزوی موفقیت میکنم

البته محمد محجوبی که ورودی 88 بودن و بعد انتقالی گرفتن واسه شوشتر هم وکالت و هم قضاوت رو قبول شدن . به محمد عزیز هم تبریک میگم 

خانم الهام رزمجویی هم وکالت قبول شدن و 

آقای عبداله هوشیار و هادی لطفی هم مرحله اول قضاوت رو قبول شدن . ( البته این دو نفر از بچه هتی 87 نیستن )


اون دوستانی هم که تو این یک سال زحمت کشیدن , اما قبول نشدن هم زیاد ناراحت نباشن . به هر حال دنیا به آخر نرسیده و زندگی جریان داره . ( البته میدونم خیلی سخته . روزها زحمت کشیدین . از تفریحاتتون زدین . شب بیداری هایی داشتین و احتمالا پول زیادی هم صرف خرید کتاب و جزوه و کلاس های آمادگی آزمون کردین . اما گاهی زندگی روی ناخوشایندشو به ما نشون میده ) 

یا باید برای سال بعد تلاش کرد و یا مشغول به کار و حرفه ای شد .


راستی شما خبر ندارین دیگه کیا قبول شدن ? بگین تا بقیه بچه ها هم خبر دار بشن از حال و روز دوستاشون .


پست بعدی : چطور برای آزمون وکالت 93 آماده شویم

___________________________________________

های نمیاد یه مطلب از یه هم دانشگاهی قدیمی که لطف کردن و بهمون سر زدن

سلام دوستان .من ازورودیهای سال 73بودم و سال 77 فارغ التحصیل شدم .ازهم ترمیهام میتونم آقای حشمت الله محمود زاده و نادرقاعدی رو نام ببرم که هردوشون از دوستان خوب من بودند وهستند.یه همکلاسی هم داشتیم به نام سرگرد مالکی که ترم آخر دردرگیری با اشرار به شهادت رسید .همچنین مرحوم صادق نبی زاده که بچه جهرم بود و ترم آخر تصادف کرد فوت کرد.چه شبها و روزهایی که باهم درس میخوندیم .ازاستادای اون زمان میتونم استاد طالب احمدی -سلمانپور-دکترمردانی-دکترشیری- دکترجعفری-واستادمحمدی رونام ببرم .دراون زمان محل دانشکده انتهای 30متری بهداشت پشت مسجد بود الان نمیدونم کجارفته .به هرحال یادش به خیر قدراین روزا رو بدونیدچشم به هم زدیم 15سال ازفارغ التحصیلی مون گذشته .الان دبیر آموزش وپرورش قم هستم ولی هرروز به یاد اون روزا هستم .بعد از سال 73حتی یکبارهم نتونستم برگردم لار... 


نوشته شده توسط admin در ساعت 13:46 | لینک  | 

سلام دوستای قدیمی

فکر میکنم نزدیک به 5 ماهی هست که پست جدیدی نگذاشتم .

حتی واسه دومین سالگرد جشن فارق التحصیلیمون که چند وقت پیش بود .

خب راستش این چند وقته خیلی درگیر بودم . زیاد هم به اینترنت دسترسی نداشتم ، دیگه این جوری شد که این همه وقفه افنتاد .

فکر کنم همین وقفه طولانی هم باعث شده دیگه کسی به اینجا سر نزنه . به هر حال دوست داشتم این جا مکانی باشه واسه تجدید خاطره ها . جایی که بچه ها از حال هم با خبر بشن و ...

از بچه ها خیلی خبر ندارم . چند نفری مثل یوسف زارع و مجید پیلگوش و سامان شایانی و حمید عشایری و حمید عمادی و محمد درویشی و ... سربازی بودن  . اکثرا هم دیگه آخرای خدمتشون هستن و باید برگردن و دنبال یه کار مناسب بشن .

از دخترا هم که تقریبا از هیچ کس خبری ندارم جز 2.3 نفری که توی آزمون وکالت دیدمشون .

راستی چند روز پیش آزمون بود .

بچه های ورودی 87 هم بودن ، اما نه مثل سال پیش. تعداد بچه ها خیلی کمتر شده بود . خب به هر حال درس خوندن کار سختیه و از طرف دیگه واسه گذرانزندگی باید سر کار رفت .

یه چیز دیگه هم بود. خیلی از بچه ها توی کانون های تهران و کرمان و اهواز ثبت نام کرده بودن . به هر حال امسال ظرفیت فارس 30 نفری کمتر شده بود و ظرفیت اون کانون ها بیشتر بود و احتمال قبولیشون بیشتر بود .

یه چیز خیلی متاسفم کرد . خیلی از بچه ها سیاهی لشگر بودن . به قول خودشون نخونده اومده بودن سر امتحان . راستش حیفه . بعد از این همه درس خوندن کاش سعی کنیم که بهتر استفاده کنیم .

در هر صورت امیدوارم دوستای خوبم  بهترین نتایج رو بگیرن و تعداد قبولی ها از سال پیش به مراتب بیشتر باشه ( پارسال 3 نفر قبولی داشتیم از بچه های دانشگاه )


راستی دوستان .اگه از بچه های دیگه خبری دارین این جا پیام بذارین تا از حال همدیگه باخبر بشیم.

خب. فعلا ...

خوب. خوش و سلامت باشین .

نوشته شده توسط admin در ساعت 12:8 | لینک  | 

سلام .

فقط ۲ تا نکته جالب

آقای فرج پور توی انتخابات شورای شهر لارستان با ۳ هزار و پانصد رای به عنوان عضو علی البدل انتخاب شده ( دمش گرم خوب رای آورده هااا ! ) بهشون تبریک میگم . ( راستی سید جلال یگانه هم باز رای آورده . قدیمی ها خوب میشناسنش . فیلمیه این آقای یگانه واسه خودش )

 

دوم اینکه امروز با یکی از بچه های دانشگاه صدرا صحبت میکردم . گفت استاد رضایی ( دکتر رضایی که بین الملل خصوصی و متون حقوقی تدریس میکردن ) حنجرشون رو عمل کردن و با این میکروفون ها که زیر گلو میگیرن سر کلاس میان و تدریس میکنن و هنوزم همون اخلاق خوب و شوخ طبعشون رو دارن . ( واسه سلامتیشون دعا میکنیم )

 

واسه اون دوستی هم که در مورد استشهاد انحصار وراثت مطلب میخواستن یه چیزی پیدا کردم و توی ادامه مطلب گذاشتم . امیدوارم به دردشون بخوره


ادامه مطلب
نوشته شده توسط admin در ساعت 20:18 | لینک  | 

پاییز

..روز اول دانشگاه استاد حسانی اومد سرکلاس گفت بچه ها امروز خودتونو خوب نگاه کنیدسعی کنید عوض نشید مقنعه هاتون کشیده نشه عقب،آرایش صورتتان رو عوض نکنه رو به آقایونعقب ابروهاتون دس نخوره برق نگیرتتون متکبر نشین فقط خودتونو نگه دارین ما همه خندیدیم اما واقعا حرفشون درست بود همه بچه ها عوض شدن...شاید تک وتوکی عوض نشدن..

 

حمید

سلام
منم امیدوارم که سال خبی درپیشروی همه شماهاباشه
من که بقول کسری بیکاری داره ذهنمو ریش ریش میکنه.
از بچه ها کم وبیش خبر دارم
زابل دشتکی ها همشون رفتن سربازی.دایی هم که کرمان خدمت میکنه. کاوه هم میگن ارشد داره میخونه.حمید رضا ابراهیمی هم همون لار توی راهنمایی رانندگی هست.عمادی هم شنیدم رفته خدمت.فریببرز هم با دوستاش میگن شیراز برا وکالت میخونن.از دخترا کلا بی خبرم.امیر مسعودی هم داره برا وکالت میخونه.هاشمی هم شنیدم قضاوت قبول شده .فقط همین از بقیههم بی خبرم

 

حمید

سلام دوستان.سال86 ازدانشگاه لارفارغ التحصیل شدم.و5ساله وکالت میکنم.ازدوران دانشگاه به جزدوستیهای ناب خاطره خوبی ندارم
ازگرمای طاقت فرسا
..........
غذای افتضاح دانشگاه
دزدی مسول خوابگاه
تهدیدهای مسئولین دانشگاه به علت اعتراضی ساده
کم سوادی وبی سوادی به اصطلاح اساتید
و...
فقط خاطره ای مونده
اگه سال83مثل امروزشهرمادانشکده حقوق داشت لازم نبوداین همه مرارتها روتحمل کنم
سربلندی شمادانشجویان عزیز آرزوی قلبی من است

 

محمد درویشی

سلام بچه ها... هر چی بود تموم شد... دیدین همه چی رو از خاطره هامون پاک کردیم؟ حتی یاد همکلاسی هامون

دوستان دلم برای همتون تنگ شده من و بهنام رفیعی و مجید پیلگوش سرباز بندر عباسیم

 

نوشته شده توسط admin در ساعت 23:3 | لینک  | 

خب . سال 91 هم تموم شد .

امیدوارم سال خوبی واستون بوده باشه . مخصوصا ورودی های بهمن 87 و ورودی های 88  که جشن فارغ التحصیلی هم داشتن .

ایشالا سال دیگه قبولیشون توی آزمون وکالت و قضاوت رو تبریک بگم .

البته میدونم خیلی هاشون به جمع بیکاران پیوستن و این روزها ذهنشون بدجوری درگیره این مسئله س .

به هر حال امیدوارم که درست بشه .

راستی کلاس های بعد از عید از چه تاریخی شروع میشه . اگه زمان ما بود و با آقای قائدی کلاس داشتیم که مجبور بودیم  14 هم بریم سر کلاس . وااالاااا

البته ماشالا هر روز نظم و انضباط کمتر میشه ...

راستی بچه هایی که به بلاگ سر میزنن اگه از دوستاشون و دوستامون ( ورودی های 87 ) یاحتی ورودی های سال های قبل تر یا بعد تر که تموم کردن خبری دارن ( یا حتی بچه های رشته های دیگه دانشگاه لارستان ، بگن تا یکم خاطرات زنده بشه .

اصلا هر چی دوست دارین بگین . خاطره ، پیشنهاد . انتقاد . از حال و روز خودتون . هر چی دل تنگتون میخواد خلاصه ، تا بذارم روی صفحه اصلی .

نوشته شده توسط admin در ساعت 17:36 | لینک  | 


« ساختمان جدید »
 
نظر شما در مورد ساختمان جدید دانشکده ؟

1- عالی
.
.
 16رای - 27.5%
.

2- خوب
.
.
 8رای - 13.7%
.

3- متوسط
.
.
 12رای - 20.6%
.

4- ضعیف
.
.
 5رای - 8.6%
.

5- خیلی ضعیف
.
.
 17رای - 29.3%
.

نوشته شده توسط admin در ساعت 14:30 | لینک  | 

سلام ؛ ساعت دقیقا 4 صبحه که دارم این مطلب رو می نویسم؛بعد از مدت ها بازم بی خوابی زده به سرم یاد استاد مالکی مقدم افتادم؛فکر کنم همه بچه های حقوق درس حقوق کار رو با ایشون پاس کردن و احتمالا همه این جمله رو ازشون شنیدن که میگفتن : این چیزی که من واستون تدریس میکنم ؛قانون این مملکته؛اما در عمل اصلا اجرا نمیشه؛پس هی مثال نزنین که فلان جا ؛خلاف این قانون اتفاق افتاده . ) شاید اون موقع این حرفشون رو خوب درک نکردم ؛ولی حالا که روزی 12؛13 ساعت ؛یک پشت کار میکنم؛اونم واسه یه حقوق مسخره ؛دقیقا حرفشون رو درک میکنم . حالا که کار میکنم بعدش صاحب کارم پولم رو نمیده که هیچ ؛دیگه تلفنم رو هم جواب نمیده ؛میفهمم که گاهی قانون فقط یه تیکه کاغذ بی ارزشه که هیچ کمکی بهت نمی تونه بکنه . بی خیال راستی؛امتحانا که تموم شد؛خسته نباشین ؛ استاد قاعدی کیا رو انداخته ؟ :) تعطیلات بین 2 ترم خوش بگذره
نوشته شده توسط admin در ساعت 4:12 | لینک  | 

سلام بالاخره نتایج آزمون وکالت و قضاوت هم اومد ؛ جالب این جاست ؛اون کسانی که 6 ترمه تموم کردن و به سواد حقوقی شون ایراد گرفته میشد ؛هم در آزمون وکالت قبول شدن ؛هم قضاوت . بهشون از صمیم قلب تبریک میگم . یه چیز جالب ؛ از هر کی می پرسم ؛میگه قبول نشدم میگم رتبه ت چند شد ؟ همشون میگن 200!!! آخه مگه چند تا رتبه 200 میتونیم داشته باشیم ! :)) متاسفانه منم قبول نشدم؛ واسم جالب بود؛خیلی ها باهام تماس گرفتن و وقتی فهمیدن قبول نشدم تعجب کردن ؛ در واقع انتظار داشتن قبول شده باشم ! خب ؛اشتباه از خودم بود ؛ واقعا نخونده بودم؛با این حال درصد هام توی مدنی و جزا خیلی خوب بود ( ایشالا سال آینده ) یه چیز دیگه؛ چند تا از بچه ها که من ازشون خبر دارم؛از فردای روزی که نتایج اعلام شد و قبول نشدن؛شروع کردن به درس خوندن دوباره ! خب دوستان عزیزم ؛ پشتکار خیلی خوبه ؛اما رو راست بگم؛جو زده شدین ! فکر کنم بهتره کمی به خودتون استراحت بدین ؛ یه برنامه ریزی خوب کنین و بعد شروع کنین به خوندن _ می ترسم با این شرایط درس زده بشین راستی بچه ها ؛ اگه خبر دارین کسی قبول شده ؛بگین تا توی وبلاگ بذارم؛تا همه با خبر بشن از دوستای قدیمیشون . 2تا مطلب دیگه؛تا یادم نرفته 1_ به هم دانشگاهی عزیزمون؛آقای اخلاق تمیز ؛که به عضویت تیم ملی تکواندو در اومدن تبریک میگم و آرزوی موفقیت میکنم واسشون . 2 _ به دوستانی که هنوز درسشون تموم نشده و در ایام امتحانات هستن خسته نباشید و خدا قوت میگم؛ ایشالا موفق باشین ؛خدا قوت یا حق /
نوشته شده توسط admin در ساعت 12:49 | لینک  | 

سلام؛ امروز سوم دیماه ؛روز اعلام نتایج آزمون کانون وکلاست . البته هنوز نتایج اعلام نشده ؛ خب تو این کشور تاخیر چیز عادی شده؛ولی کاش ما حقوقی ها که با قانون سر کار داریم دچار این وضعیت بشیم . آقای ماندنی پور گفتن حداکثر تا فردا نتایج اعلام میشه؛به هر حال امیدوارم همه شما دوستای عزیزم که توی آزمون شرکت کردین؛به نتیجه زحماتتون برسین. راستی ؛از همه بچه های دانشگاه شوشتر؛مخصوصا محمد محجوبی عزیز (که متاسفانه نتونستم ببینمش؛البته تقصیر از من بود ) تشکر میکنم که بهمون سر زدن . __________________________________________________ بارون شدیدی میبارید ؛ یه تیم 4 نفره به کمک 6 ؛7تا از بچه های دیگه 4 شبانه روز بود که داشت همه کار میکرد ؛در واقع اگه میخواستن جشن رو قبل از ماه محرم برگذار کنن؛مجبور بودن که در مدت 4روز همه کارها رو انجام بدن؛ از برنامه ریزی جشن ؛تا گرفتن سالن و چیدمان و تزئین سالن و سن و ثبت نام بچه ها ؛ دعوت از اساتید؛سفارش و خرید گل و شیرینی و میوه و کادو و عکس بچه ها و . . . 4تا 24 ساعت بود که داشتن میدویدن . . . سعی کردن با کمترین هزینه بهترین خاطره رو واسه بچه ها به یادگار بذارن . با کمترین هزینه؛تا تعداد بیشتری از بچه ها بتونن توی جشن شرکت کنن ؛( همون موقع دانشگاه کازرون جشن یکی از رشته هاش با هزینه نفری 70هزار تومان برگذار شد؛و در دانشگاه شیراز با نفری 35 هزار تومن؛البته اونا هزینه سالن نداشتن و از سالن خود دانشگاه استفاده کردن؛و اگه خدایی بگم جشنشون خیلی بهتر از ما نبود ) ساعت 6؛30 دقیقه عصر بود ؛ بارون شدیدی میبارید ؛ مهمونا کم کم داشتن از راه میرسیدن . بچه ها یکم فرق کرده بودن ؛ شیک تر از همیشه بودن؛حسابی به خودشون رسیده بودن ؛همه خوشحال بودن . . . چه شب قشنگی بود خب بچه ها حقوقی بودن؛ولی یه کارایی کردن که . . . مثلا یکیش این بود که سعی میکردن دوستاشون رو از درب پشتی تالار ؛یواشکی وارد سالن کنن ؛ خب؛اینم یه راهشه دیگه ! جشن با قرائت قران مهدی غلام زاده شروع شد . دکتر زاهدی که لار نبودن ؛به جای ایشون آقای عفیفی سخن رانی کردن ؛که یهو که یهو برق رفت ؛ آخ که تو اون چند دقیقه با خودمون فکر میکردیم که جشنی که اون همه واسش تلاش کرده بودیم به همین راحتی کنسل شد ! اما خدا رو شکر برق اومد ؛ چند دقیقه از جشن گذشته بود که صدای ارگ بلند شد و حاج آقا رمضانی هم عذر خواهی کرد و رفت ( به هر حال امام جمعه شهرستان هستن و محدودیت هایی دارن؛بازم دمش گرم که چند دقیقه ای کنارمون بود ) از اساتید استاد قاعدی؛ حسانی ؛جسمانی؛کمالی ؛زارع؛ اسفندیاری؛ بیگلری ؛ حاج آقا لطفی و حاج خلیل مختاریان تشریف آورده بودن ؛که دمشون گرم ( استاد حسانی و زارع و جسمانی و بیگلری با خانواده تشریف آورده بودن؛ امیر حسین پسر استاد حسانی هم بود ؛همون که برگه هامون رو تصحیح میکنه :D ) استاد مالکی مقدم و عبدالهی و خسروی نیا و ... هم متاسفانه نتونستن تشریف بیارن از نکته های جالب جشن گروه موسیقی باران بود که از شیراز اومده بودن؛(شوهر خانم حیدری مسئول گروه بود که اجرای فوق العاده ای هم داشتن) یه خواننده پاپ هم داشتیم که صدای خوبی داشت ؛ولی آهنگ های خوبی رو انتخاب نکرده بود (هادی حبشی ) کادو یادگاری بچه ها یه حافظ بود ؛به علاوه لوح تقدیرشون ؛البته قرار بود چیز بهتری تهیه بشه ؛ولی خب؛فرصت خیلی کم بود؛ نکته جالب لوح تقدیرا هم این بود که قرار بود توی 2مرحله اهدا بشن؛اما هی چند تایی جا میموند و آخر سر شد 4 مرحله ! پیش میاد دیگه :) راستی از مسئولای دانشگاه آقای زراعتی خیلی کمک کردن؛دستشون درد نکنه . شب خوبی بود؛همه خوشحال بودن؛همه میگفتن و میخندیدن ؛عکس میگرفتن ؛سربه سر هم میذاشتن ... آره ؛شب خوبی بود ؛یادش به خیر ؛یه سال از اون شب گذشت . . .
نوشته شده توسط admin در ساعت 23:3 | لینک  | 

سلام ؛راستش خیلی سعی کردم در مورد نظرات در همون بخش توضیح بدم؛ولی انگار لازمه یه چیزایی رو اینجا بگم میگن چرا میگی فلان استاد بده (مثلا مسعود پور ) یا فلان استاد خوبه ! خب استادی که تدریسش به شکل فوق العاده افتضاح بود و با تلفن نمره های 2 رو میکرد 19؛ 18 من چی بگم در موردش ؟ میگن چرا گفتی فلانی و فلانی 6 ترمه تموم کردن ! خب زحمت کشیدن ؛درس خوندن ؛زودتر تموم کردن ؛ والا از نظر سواد حقوقی هم جزو 5تای اول هم ترمی هاشون بودن (نمونه ش مهدی شاکری؛رضا یار احمدی و خیلی های دیگه ) میگن از وضعیت بد دانشگاه انتقاد نکن؛دانشجو اگه دانشجو باشه توی جهنم هم درس میخونه ! خب من فکر کردم شأن دانشجو بالاتر از این حرفاست ؛ولی انگار در مورد بعضی ها اشتباه کردم. بعضی ها حقشونه توی آشغال دونی زندگی کنن و درس بخونن ؛ یه مشت بی سواد واسشون تدریس کنن؛ غذایی از سلف دانشگاه بگیرن که عذر میخوام جلوی سگ بذاری قهر میکنه سرویسشون اتوبوس 50سال پیش باشه میگن عقده ای هستم؛دوست دارم بهم توجه کنن! آخه بی انصاف مگه من اسمم رو گفتم ؛کی میخواد بهم توجه کنه من اگه حرفی زدم واسه خاطر 4تا مثل تو بوده که دوست داشتم مثل آدم تحصیل کنی؛ولی نمیفهمین ( منظورم یه عده خاصه ) گاهی یه سری مطالب فان هم گذاشتم؛ولی شما فقط همونا رو دیدین ؛یعنی تقصیر ندارینا ؛سطح دیدتون همینه من نمیدونم اگه مطالبم مهم نیست چرا کارم به حراست کشید ؛چرا زاهدی دربه در دنبالم بود؛چرا تهدیدم میکردن چرا اساتید در مورد مطالبم سر کلاس حرف میزدن . یعنی یه سری مطالب مسخره این حرفا رو داره ! من دنبال این نبودم که مطالب حقوقی اینجا بذارم؛چون این مطالب رو توی کتابهامون داشتیم و کافی بود همت کنید و کتاب ها رو بخونین _ دنبال این بودم که بچه های رشته حقوق و حتی سایر رشته ها حقشون رو بشناسن و واسه بدست آوردنش تلاش کنن؛اصلا فلسفه رشته حقوق همینه. تاسفم اون وقتی بیشتر شد که بچه های رشته های دیگه با دید باز و احترام با من برخورد میکردن . هه؛ خب ؛الان که فکرشو میکنم میبینم طبیعیه که مملکتمون تو این وضع تاسف بار باشه بعضی ها واقعا لیاقت ندارن لامذهبا حرفای من واسشون مهم نیستا ؛ولی لحظه به لحظه پیگیر وبلاگ هستن
نوشته شده توسط admin در ساعت 16:52 | لینک  | 

سلام؛ بازم با کلی تاخیر برگشتم معذرت میخوام؛ولی واقعا روزهای خوبی ندارم؛توی بدترین کابوس هام هم فکر نمیکردم دچار همچین روزهایی بشم؛بی خیال اول تبریک به بچه های 88 به خاطر جشن فارغ التحصیلیشون؛البته یه چند تا از بچه های 87 هم بودن اگه کسی از بچه ها دوست داره بیاد تو نظرات در مورد جشن بنویسه تا بذارم رو صفحه اصلی که همه بخونن. ( شنیدم خانم بهرامی و محمد کهن از لیدرهای جشن بودن ) راستی به سالگرد جشن فارغ التحصیلی خودمون هم رسیدیما ! هی یه سال گذشت ... ( یه پست مفصل واسش دارم ) راستی کیا آزمون وکالت دادن ? سوالای جزا و کیفری خیلی خوب بودن ایشالا دوستایی که آزمون دادن به نیجه زحماتشون برسن فعلا رفقای قدیمی راستی تا یادم نرفته؛یه بنده خدایی تو نظرات هر چی فحش بلد بوده به من داده؛ نفهمیدم دلیل حرفاشو !
نوشته شده توسط admin در ساعت 2:1 | لینک  | 

خب. انگار راستی راستی دیگه تموم شد .فکر نمیکنم از بچه های 87 دیگه کسی مونده باشه ( البته هستند کسانی که هنوز یه ترم دیگه دارن مثل ... ( ولش کن . آبرو ریزی میشه ) البته 9 ترمه تموم کردن کار هر کسی نیستا . واقعا یه استعداد خاصی میخواد که در برابر فهمیدن مقاومت کنی !!!
خب تموم شد . ولی کاش بهتر تموم میشد
کاش رو هم اسم نمیذاشتیم که به یکی بگیم دکتر. به یکی بگیم خرس قهوه ای.به یکی بگیم دارکوب . به یکی بگیم نردبوم ، به یکی بگیم سر سوئیچی . به یکی بگیم خط کش . به یکی بگیم ... نگین بابا . نگین ، زشته به خدا
کاش موقع کنفرانس دادن همو اذیت نمیکردیم . به اونی که داره کنفرانس میده نمیخندیدیم که بیچاره هول بشه و دست پاشو گم کنه و ...
کاش توی تیکه پروندنمون دقت میکردیم و هر چی تو دهنمون می اومد نمیریختیم بیرون . تیکه خوبه ، ولی به جا و سنجیده . اصلا اگه خود من نبودم و اون همه تیکه به جا نمیپروندم که کلاس هاتون همون یه ذره هم خوش نمیگذشت . میگذشت ؟!
( اگه لاتی که مث خودمی ، دمت گرم _ ولی با کلاس ، میدونی که چی میگم !!؟)

کاش به وضعیتی که توش بودیم بیشتر فکر میکردیم و در برابر همه چیز سکوت نمیکردیم . مخصوصا ما که دانشجو های حقوق و علوم قضایی هستیم . مثلا به وضع افتضاح ساختمان سبز . به کمبود وسائل آموزشی ، به کم کاری بعضی اساتید . به وضع بد سرویس ها و سلف دانشکده ...

کاش توی دوستیهامون بیشتر دقت میکردیم .
کاش رابطه دختر و پسرای دانشکده حقوق این جوری نبود که توی دانشکده سلام هم رو هم جواب ندیم ( بحث و جدل علمی و حقوقی سر کلاس پیشکش ) و خارج از دانشکده اون قدر به فضاحت کشیده میشد که حتی کار به دادگاه هم میکشید و ...
کاش معنی دوستی دانشگاهی و همکلاسی بودن رو میفهمیدیم .
کاش زندگی خوابگاهی پسرها و دخترها این قدر افتضاح نبود .
کاش به خاطر نمره هر کاری نمیکردیم حتی ...
کاش قدر بعضی استاد ها ( مثل استاد حسینی _ استاد اصول فقه و مدنی 4 ) رو بیشتر میدونستیم و در برابر بعضی ها که هیچی واسه گفتن نداشتن و فقط دامن علمی و فرهنگی دانشکده رو لکه دار میکردن بیشتر مقاومت نشون میدایدم ( نمونه بارزش مسعود پور که من خجالت میکشم لفظ استاد رو واسه ش استفاده کنم )

کاش همه اساتید عشق استاد مالکی مقدم رو داشتن . همه نظم و انضباط استاد قائدی رو داشتن . همه متانت و وقار استاد عبدالهی رو داشتن . کاش همه ادب و شخصیت استاد مصلایی رو داشتن . 
کاش بعضی استاد ها این قدر راحت نمیگرفتن بهمون و بعضی اون قدر سخت که یا از این ور بوم بیافتیم و یا از اون ور بوم ...

کاش میدونستیم که این روزهایی که داره میگذره ، دیگه تکرار شدنی نیست و قدرشون رو بیشتر میدونستیم .

چقدر کاش... تازه خیلی هاش رو نگفتم . 
بی خیال .
این جا که تموم شد ولی اگه خدای نکرده رفتین دوره کارشناسی ارشد سعی کنین یکم عوض بشین . به خدا حیفه ...

راستی یه چند وقتیه نتیجه ارشد سراسری اومد. کسی از بچه ها رتبه به درد بخوری به دست نیاورده ؟!؟

دلم تنگ میشه واسه همتون ...

نوشته شده توسط admin در ساعت 21:24 | لینک  | 

از وبلاگ http://lar89.blogfa.com

سلام دوستان عزیز . 

ج خبر . خوبین خوشین سلامتین . ها کوکا شنیدم لار بارون اومده . بسلامتی . مبارک همتون باشه 

خب اومدم مسابقه حقوقی راه بندازیم برای همه هرکی سری از حقوق در میاره شرکت کنه . با جایزه . مهم تر از جایزه تبادل نظر و یادگیری هست . 

اگه اسپانسری هم باشه جایزه بالاتر میره . به همه وبلاگ های حقوقی معرفی کنید این پست رو/ 

مواد لازم (: : برنامه نیم باز بر روی کامپیوتر یا موبایل . همین بعد ورود به چت روم مخصوص این کار که بزودی اعلام میشه .

برنامه نیم باز برای پی سی : از این جا دانلود کنید : پسورد www.p30download.com

برای نیم باز برای موبایل : پلتفرم های مختلف : 

نام کاربری من هست siralex22 ادد کنید . تا بهتون خبر بدم مسابقه در کدوم روم و کی برگذار میشه 

نوشته شده توسط admin در ساعت 21:11 | لینک  | 


http://lar89.blogfa.com

وبلاگ بچه های ورودی 89 دانشکده حقوق لارستان



به سلامتی اصغر شرفی که گفت :

آدم باید بود و نبودش فرق کنه ....

نوشته شده توسط admin در ساعت 18:13 | لینک  | 

سلام .

خوبین. عید خوشگذشت ؟

ایشالا که اره 

میخواستم خیلی زودتر از اینا آپ کنم ولی هر دفعه به دلیلی نشد .

خب اگه یادتون باشه من قول داده بودم که بلاگ رو تا عید 91 نگه دارم. خب ، سر قولم هم بودم . 

الان هم دیگه نمیتونم که ادامه بدم . دلیل هی زیادی هم دارم . اول که خواننده اصلی و موضوع اصلی بلاگ بچه های ورودی 87 حقوق بودن که همه رفتن تقریبا . دوما اینکه خواننده های بلاگ خیلی کم شدن . سوم اینکه کسی بهش توجهی نداره ، تو این مدت حرف های زیادی زدم ، ولی جالبه که هیچ توجهی بهش نشد . تنها چیزی که بهش توجه شد مطلب طنز عید پارسال بود که همه هم از دستم ناراحت شدن . این همه انتقاد کردم . این همه گفتم فلان چیز این جوریه . فلان چیز اون جوریه.سعی کنین درستش کنین ...

دریغ از یه توجه

. چهارم اینکه من خودمم دیگه دانشکده نیستم و در واقع موضوعی ندارم که در موردش بنویسم .


البته قصد داشتم این جا رو حذف کنم . ولی بی خیال شدم .

اگه بچه های ورودی پایین ( ترم 2و3 ) کسی دوست داره ین جا رو ادامه بده ، میتونه بهم پیام بده .

kasra_sorena@yahoo.com

به هر حال از همه کسایی که توی این مدت از من رنجیدن . کسایی مثل علی اصغر کاوه . دلارا راستایی . افسانه اکبری . علی اصغر بیات و همین طور اساتیدی مثل استاد بیگلری معذرت میخوام . قصد ناراحت کردنشون رو نداشتم .

هدفم این بود که بچه های ورودیمون بیشتر بهم نزدیک بشن و همین طور بچه های خوب رشته های دیگه که راستش رو بخوای بیشتر از بچه های رشته خودم بهم لطف داشتن هم تشکر ویژه ای میکنم .


راستی . سوال های صندلی داغ رو هم گذاشتم توی ادامه مطلب . اگه دوست داشتین یه سر بزنین .


خداحافظ .همین حالا


ادامه مطلب
نوشته شده توسط admin در ساعت 18:51 | لینک  | 

سلام .

بی مقدمه میریم که داشته باشیم . یه گزارش داریم از دانشکده جدید .

بله ما هم اکنون در محوطه دانشگاه هستیم . از یه مسیر پر پیچ و خم که پر از سر بالایی و سر پایینیه عبور میکنیم تا به یه مسیر خاکی میرسیم . اینجا حاشیه ساختمان جدیده که سال هاست منتظرش بودیم ولی متاصسفانه انگار بودجه تموم شده و نتونستن دورش رو آسفالت کنن . حالا بازم جای شکرش باقیه که این جا بارون نمیاد که همه چیز بخواد گلی بشه ...

در این جا شیر محمد رو میبینیم ( از برادران افغانی که به شغل شریف کارگری در دانشگاه مشغول هستن ) . شیر محمد در حال پرتاب آجر به بالای ساختمان برای نور پادشه ست ( از دیگر برادران افاغنه ) . ماشا ا... چه ضرب دستی هم داره . اجر رو 6 متر پرتاب میکنه بالا ؛ زده روی دست تکنولوژی ژاپنی ها . اوه اوه . یکی از آجرها از دستش در میره ... آجر میره بالا ، میره بالا ، میره بالا ، دیگه نمیره بالا . صاف میاد میخوره توی کله کچل استاد ایزدی ...

اوه اوه ...به دلیل عمق حادثه از بازگو کردن جزئیاتش معذوریم . 

یه نگاهی به بالای ساختمون میاندازیم. یه تابلوئی هست ولی اسمی روش نمیبینیم . البته بازم جای شکرش باقیه که روی سر در دانشکده حقوق و مدیریت ننوشتن دانشکده مهندسی ...

جلوتر میریم و وارد سالن میشین . به به  ؛ واسمون فرش سبز پهن کردن . در واقع موکت سبز . البته فکر کنم واسه اینه که با کفش خاکی و کثیف وارد محوطه خوشکل دانشکده جدید نشیم .

بازم جلوتر میریم . بله ، بله ... دست گلشون درد نکنه . یه سیم وسط راهرو ولو شده . یه تیکه از سقف هنوز گذاشته نشده . پریزهای برق ، یکی در میون لخت هستن .البته طبیعیه . انشاا... طی 7-8-10 سال آینده همه اینا درست میشه . ( حالا نشد هم نشد _ مگه توی ساختمون قبلی همه چیز درست بود . اصلا مگه قراره همه چیز درست باشه ؟! )

ماشالا هزار تو ساخته . از هر طرف که میری یه راهرویی هست . والا میترسم آخرش اینجا گم شیم !

یه سرکی توی کلاس های بخش عمومی میکشیم .

واااااااا

آقای دکتر. آقای دکتر زاهدی . بابا یادتون رفته صندلی های بخش عمومی رو عوض کنین . اینا همون صندلی های زوار در رفته قبلی هستنا ...! ( البته شایدم یاشون نرفته ؟! )

( عکس هم میخواستم بذارم. نشد . واسه پست بعدی سعی میکنم یه عکس خوشکل از دانشکده جدید بذارم .)

----------------------------------------------------------------------------

به هر حال بعد از مدت ها انتظار بالاخره ساختمون جدید افتتاح شد . کمبود هایی وجود داره. هنوز ساختمون کامل نیست . ایده الی نست که توی ذهنمون بود . ولی بازم دم دکتر زاهدی گرم . دستش درد نکنه .

از ما که گذشت . ایشالا مبارک شماها باشه .


راستی دلتون واسه ساختمون سبز تنگ نشده . واسه اون چشم اندازی که پشت دانشگاه داشت. همون جایی که بچه ها میرفتن و سیگار میکشیدن یا یواشکی با دوست دخترشون حرف میزدن . یا تنهایی مینشستن و موزیک گوش میدادن یا ...

یادش به خیر ...


-----------------------------------------------------------------

راستی . میتن وبلاگ بچه های علوم قضایی رو دوباره راه انداخته . یه سری بزنین بد نیست. چند تا مطلب جالب گذاشته .

www.iaularestani.blogfa.com


یه چیز دیگه . واسه پست بعدی صندلی داغ داریم. ( ها ها ها )

هر کس هر سوالی از من داره بیاد بپرسه . سعی میکنم ( آره. سعی میکنم ) تا جایی که میتونم به همه سوالات پاسخ کاملی بدم .


_____________________________________________

راستی من دو - سه هفته پیش که رفتم نمره درسی که با استاد بیگلری رو داشتم نگاه کردم - متوجه شدم که خدا منو به پیامبری مبعوث کرده . حالا پیامبری هم نشه ، حداقل امام شدم . بله ! استاد بیگلری از این نمره ها فقط به پیامبر و امام میده . نمیدونم چطور نصیب من شده !

خلاصه دمش گرم .

------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

نتایج نظر سنجی وبلاگ :

آیا با تعطیلی وبلاگ موافق هستین ؟

بله _ 13 رای

خیر _ 50 رای

نوشته شده توسط admin در ساعت 13:0 | لینک  | 

سلام.

بابا بسه ديگه . بلند شين بياين دانشگاه . ترم شروع شد هااا

خب . اينم از ترم جديد . البته ترم كه چه عرض كنم . 2 هفته قبل از عيد 4 هفته هم بعد از عيد . دلمون هم خوشه كه ميريم دانشگاه ...

راستي . نمره هاتون چطور شد .

يكي از بچه ها بد جوري از دست استاد مالكي شاكي بود

خب . راستش استاد مالكي توي طول ترم زياد با من خوب رفتار نكرد و گاهي ... ولي خدا وكيلي خيلي خوب نمره داد . نمره هايي كه اصلا فكرش رو هم نميكردم .

البته هميشه استاد رو دوست داشتم و بهش احترام خاصي ميذاشتم .

دليلش نمره هايي نيست كه اين ترم بهم دادن . دليلش عشق استاده ...

استاد واسه پول يا حسن شهرت تدريس نميكنن و به قول خودشون حنجره شون رو نابود نميكنن ... بلكه فقط به عشق تدريس و اينكه 4 تا جوون يه چيزي از حرف هاشون ياد بگيرن . به هر حال خيلي قابل احترامن . راستي تصادف بدي هم داشتن . ايشالا هر چه زودتر سلامتي كاملشون رو به دست بيارن .

جناب بيگلري هم كه دمشون گرم هنوز حوصله شون نشده كه اوراق امتحاني رو تصحيح كنن .

خدا وكيلي استاد خودتو اذيت نكن كه ناراحت ميشم . بذار سر وقت ، حوصلتون كه شد يه نگاهي هم به ورقه هاي امتحاني ما بد بخت هاي بيچاره بنداز . شايد لطفتون شامل حالمون شد و يه 10-12 بهمون دادين . البته در جريان كه هستين . استاد گفتن 17 به بالا فقط مال پيامبره ...

راستي اساتيد محترم ، سفر فرنگ خوش گذشت ؟!

پاغيس . بغج ايفل . اون جاهاي خوب خوب و بد بد ... حالا بماند ديگه .

به هر حال نوش جونتون .

يكمي هم واسه اين دانشجوهاي بدبخت مايه بذارين كه فردا جلوي دانشجو هاي دانشگاه هاي ديگه به دليل كمبود سواد حقوقي مسخره نشن .والاااا

البته نصف بيشترش تقصير خودمونه .

والا سالي يه بار يه نگاهي به كتاب ها بندازين و شب امتحان در به در جزوه نباشين ، قرآن خدا غلط نميشه ...

خب. ديگه همين . حوصله اي نيست . فعلا ...

اين شعرم از بلاگ حقوقي هاي 90 دانشگاه شيراز گرفتم . برين يهسري بزنين . لينكش كردم .

ببينين كه چند تا نويسنده داره .ببينين كه چطور يه دل هستن و با هم همكاري ميكنن . شايد كمي خجالت كشيدين و كمي ياد گرفتين . من كه 1000 بار گفتم و كسي گوش نكرد ...

چو شخصی گرفتار گردد به بند                 وكیل مدافع به نزدش خداست
چو گردد خطر اندكی مرتفع                      بگوید وكیل هم یكی ز اولیاءست
چو گردد زبند بلا او رها                             بگوید وكیل هم یكی مثل ماست
چو نوبت به حق الوكاله رسد                     وكیل آن زمان دیو یا اژدهاست

نوشته شده توسط admin در ساعت 18:19 | لینک  | 

خب . اين ترم هم گذشت ...

امروز روز انتخاب واحده .

نميدونم چند نفر از ورودي هاي 87 امروز انتخاب واحد ميكنن و چند نفرشون تموم كردن .

مطمئنا خيلي از بچه ها ديگه اين ترم نيستن .

راستش ميخواستم ازشون اسم بيارم و ازشون يادي كنم . ولي ترسيدم باز فردا اين و اون بيان شاكي بشن كه چرا اسم ما رو آوردي

بي خيال

راستي . امتحانات چطور بود . من كه راضي نبودم . روزاي خوبي نبود . علاوه بر سخت بودن درساي اين ترمم ، خودمم حال روز خوبي نداشتم و هر روز يه مشكل و يه فيلم داشتم . به هر حال گذشت ...


iaularestan.blogfa.com دوستمون امير توي وبلاگش ،

يه نظر سنجي در مورد امتحانات گذاشته . يه سري بزنين و نظرتون رو بگين.

سر امتحان هر كس يه چجوري نمره ميگرفت .

يكي تقلب ميكرد . يكي كتاب و جزوه باز ميكرد و مراقبين محترم در عين ناباوري كاري به كارش نداشتن .

يكي از روي دست بغلي مينوشت و گاهي آخر امتحان ميفهميد كه سوالات با هم فرق داشته و هي واااي من ...

يكي به استاد زنگ ميزد . يكي اس ام اس ميداد . اونم از اول ترم ...

يكي با استاد اشنايي داشت و ...

يه تعداد انگشت شماري هم درس ميخوندن و نمره ميگرفتن .

به هر حال كاريه كه از دستشون بر مي اومد .


راستي اين ترم بازم توي اساتيد تغيراتي داشتيم . خانم دكتر زماني و آقاي دكتر دهقان ديگه نيستن . دكتر قنبري و آقاي عرفني جاشون رو گرفتن . فعلا همين . دقيق نميدونم ديگه كي رفته و كي اومده .

خب . فعلا همين .

يكمي هم شما بگين و بنويسين تا من بذارم توي وبلاگ . دمتون گرم ...


راستي اين مدت كه پست نميزدم واسه خاطر اين بود كه سيستم نداشتم . الانم ندارما ، كافي نت هستم .


نوشته شده توسط admin در ساعت 9:59 | لینک  | 

سلام

بعد از بيست و چهار ، پنج روز دوباره اومدم

خب . نه خبر خاصي بود و نه من حوصله داشتم . البته به پي سي هم دسترسي نداشتم .

به هر حال

اوايل دي ماه بود كه كلاس ها تموم شد و حالا كم كم داره فرجه هاي امتحانات هم تموم ميشه . 

نميدونم درساتون رو خوندين يا نه

من كه بر خلاف ترم هاي قبل اصلا درس نخوندم .نميدونم چه مرگمه . احتمالا اين ترم حسابي گند ميزنم ...


راستي اين ترم كه تموم بشه خيلي از 87 ها هم ميرن . تا حالا فكر كردين دانشكده بدون وردي هاي 87 چه شكلي ميشه .

هوووم . خب مگه وقتي ديويد بكام از منچستر رفت چه اتفاقي افتاد . يا رونالدينيو كه از بارسا رفت يا ... يا همين فرهاد مجيدي خودمون كه مثلا قلب تپنده و اسطوره استقلال بود و ميگن به خاطر پول از اين تيم رفت ...

خب با رفتن ما هم اتفاق خاصي نمي افته . اينو مطمئن باشين . در واقع كار خاصي هم نكرديم كه بعد از رفتنمون كمبودمون حس بشه . يه سري آدم هاي خيلي خيلي معمولي بوديم...

البته يه چيزي رو اصلا نميتونم تصور كنم . اونم اين كه يه نفر از اين دانشگاه بره . اصلا مگه قابل تصوره كه دانشگاه بدون وجود ايشون وجود خارجي داشته باشه . 

بله ديگه . منظورم جناب دكتر خودمونه . جناب اسعد زاهدي ...


هه . بعضي از بچه ها خرده ميگرفتن ازم كه چرا در مورد فلاني مينويسي . يا چرا فلان حرف رو زدي و ...

راستش اونا همه ش يه مشت شوخي و حرف هاي عادي بود .

نميدونم اگه چيزهايي كه ميدونستم رو ميخواستم بگم چه اتفاقاتي مي افتاد . چه كارها و چه اتفاقاتي كه تو اين 4 سال نيافتاد و  ...

بي خيال ...


درس كه تموم بشه . ما ميمونيم و هزار تا بدبختي تازه

يه عده از پسر ها بايد برن سربازي

يه عده كه معاف هستن به لطف پول باباشون و يا قبلا رفتن خدمت بايد دنبال كار باشن

اوني كه پارتي داره كه هيچي . اوني كه نداره بايد چشم اميدش به آزمون هاي مختلف باشه .

آزمون وكالت . قضاوت . سردفتر . مشاور حقوقي. كارمند دادگاه و ...

ولي مگه از اين همه متقاضي چند نفر قراره قبول بشن ؟

اونم با اين آزمون ها و مصاحبه هاي ....


هوووم . دخترها هم كه احتمالا يا ادامه تحصيل ميدن و يا ميرن سر كار و بيشترشون شوهر ميكنن و ...

و اين تازه ، آينده ايده اليه كه ميشه تصور كرد ...

تازه فعلا كه بحث جنگه و اين چيزا . خدا رحم كنه . جنگ شوخي بردار نيست . علاوه بر همه كشتار ها و خرابي هاش اين مملكت باز هم عقب ميافته . خدا رحم كنه ...


بي خيال . بشينين درستون رو بخونين 

از ترم يكي ها كه اساسي 1 و مقدمه دارن تا بيا بالا كه اداري 2 و مدني 3و 6 و 8 و تطبيقي و كار  و متون حقوقي 1 و2  دارن و همگي جزو درسهاي مشكل محسوب ميشه. پس بشينين درستون رو بخونين تا شب امتحان اذيت نشين ...

نوشته شده توسط admin در ساعت 16:10 | لینک  | 

سلام .

خسته نباشید 

بالاخره این همه امتحان میان ترم آدم رو خسته میکنه .

نمیدونم . ولی فکر کنم این میان ترم ها چیز خوبی باشن . هم حجم درس ها رو برای پایان ترم کم میکنن . هم اینکه یه استارتی زده میشه و کمی به درس خوندن عادت میکنیم .

البته اگه میان ترم هاش مدل استاد حسانی نباشه ... ! ( همون جا تصحیح کردن و به همه 1و2 دادن و برگه ها هم معلوم شد چه سرنوشتی پیدا کرد ! )


راستی . این فیلم مراسم فارغ التحصیلی چی شد ؟ 


دیگه ...

آها . انجمن علمی مسابقه مقاله نویسی گذاشته . اونم با جایزه های 50 و 30 و 20 هزار تومانی

پس به نظر میاد یه کارایی دارن میکنن.

البته من که خبر ندارم . ولی میگن انجمن رو دادن به بچه های سال دوم . یعنی ترم 3-4  . به هر حال بهتر از نداشتن انجمنه .


راستی فرجه از کی شروع میشه . 

بعضی از استادا تا اوایل آذر هم امتحان گذاشتن ! 

ولی فکر کنم این ترم آخر آذر ماه کلاس ها کم کم تعطیل بشه . یه 2 هفته ای زمان میمونه تا امتحانات تا اونایی که اصلا کتاب و جزوه رو باز نکردن یکم درس بخونن .


فعلا همین . چیز خاص دیگه ای به ذهنم نمیرسه .


اینم یه شعر که یکی از بچه ها توی نظر خصوصی گذاشته بود و خواسته بود بذارم روی بلاگ.یه جورایی قشنگ بود به نظرم . گفتم شما هم بخونین .


عاقبت فصل سرما رسید

روز مرگ مرغ شیدا رسید

سال ها فکر من این بود

که چرا میبارد برف و باران

و چرا سرد است زمستان

و چرا عاشق ندارد تاب 

از دوری یار ...


======================================================

اینم مطلب یکی از بچه ها که توی نظرات گذاشته بود .

سلام و عرض خسته نباشید خدمت شما و سلامی گرم به تمامی دانشجویان حقوق و علوم قضایی لارستان بالاخص ورودی های 87
راستشو بخواید من زیاد به وبلاگتون سر میزنم اما هیچوقت کامنتی نگذاشته بودم اما این دو پست آخر بدجوری دلم گرفت...خواستم یه خرده منم از حالو هوای هم ورودی های خودمون بگم
روزای اول رو یادم نمیره
روز ثبت نام(همه باشوق و هیجان)همه اطراف خودشون رو نگاه میکردند...
بعضیا مدارکشون کم بود بعضیا با خانوادشون اومده بودن و........
فیلمبردار و خبرنگار دانشگاه که از خانواده ها و دانشجوها نظرشون رو در مورد انتخاب رشته و شهر لار میپرسید و یا آقای زاهدی که همون یه بار دیدیمشون و ...
تا اینکه ترم 1 شروع شد..اوایل اکثر بچه ها باا هم غریبی میکردیم اما چیزی طول نکشید که هر کدوم دوستای خوبی پیدا کردیم
نمیخوام خودخواهی کنم و یه طرفه نظر بدم اما واقعا ورودی های 87 از بقیه ورودی ها خاکی تر مهربونتر و صادق تر بودند...
اینجا میخوام یه سری خاطات مختصر از اساتید بگم...همینجا دست تک تک اساتید رو میبوسم و امیدوارم یه روزی تمامی زحماتشون رو جبرا کنم..
کلاسای مقدمه رو یادم نمیره ..جنگ اول به از صلح آخر
دکتر زارع:سلام خانمهای گل آقایون گل و بحث در مورد هرچیزی جز درس
آقای بیگلری:ترس و وحشت از استاد رو بهمون فهموندن تا حساب کار دستمون بیاد
آقای قائدی:آقا کجا بودی؟شما با من درس دارید؟حذف......و قصه های شیرین حسنعلی
استاد کیا:بچه با کیا درس نگیر میوفتی و ... بذار واسه ترم آخر معرفی استادت


استاد ایزدی: هر جلسه سر کلاساشون بایستی حدیث حفظ میکردیم و...
هیچوق رادیو استاد و نوع نگاه به گوشیشون رو فراموش نمیکنم
استاد خسروی نیا:لبخند به خصوصشون
استاد عبدالهی:بهتر بود میگفتم دکتر....کارش 20 خیلی گله مثه بقیه اساتید
استاد مصلایی:امیدوارم هر جا هست سالم و سلامت باشن ..متانت و وقار و شخصیت رو از ایشون یاد گرفتم..
استاد جسمانی:گویا اهالی خوابگاه مرکزی لقب بیستمانی رو بهشون دادن...استاد همیشه خوشتیپ سر کلاسشون بودند و هیچوقت حضور غیاب نمیکردن
استاد بزرگ حسانی:ایشون که نیازی نیست چیزی بگم همین که بگیم استاد حسانی هزارتا خاطره یادمون میاد..امیر حسین و .......
استاد کمالی:همیشه نسبت به رفت و امد دانشجوها سر کلاس حساس بودن (کت و شلوار سرمه ای)
استاد لطفی:ایشونم همیشه درس اخلاق میدادند و نوع تدریسشون جالب بود
استاد رمضانی:همیشه سر کلاساشون کتاب معرفی میکردن دریغ از اینکه دانشجوهای ما کتاب درسی خودشون رو نمیخرند و اونم تنها شب امتحان مطاله میکنند..........


همه این خاطرات گذشت
همه اینا بخشی از خاطات ما بود که شامل اساتید میشد والا خاطرات زیاد هست و ........
جلسه توجیهی حالا هم جشن پایانی رو توی یه روز بارونی گرفتیم
یادم نمیره بارونی که اون شب میومد
همه خوشحال ..خیلیا نیومده بودند که جاشون خالی بود و نبودشون حس میشد...
ساعتای 12.30 که برگشته بودیم با دوستان همه بر خلاف اینکه خوشحال باشیم بغض وجودمون رو گرفته بود...همه باهم از خاطرات گفتیم تا صبح شد..
بعضی حرفا اشک رو به چشامون جاری میکرد....
بقیه حرفا رو بعد میامو میگم.........
امیدوارم پر حرفی نکرده باشم
راستی قرارمون رو سه سال دیگه فراموش نکنید..
1/9/93

نوشته شده توسط admin در ساعت 19:53 | لینک  | 

ساعت نزديكي هاي 6 عصر بود . يه عصر پاييزي . بارون شديدي گرفته بود . تالار هفت آسمان ميزبان يه جشن بود ، يه جشن كوچيك دانشجويي .
مهمون ها كم كم پيداشون ميشد و بچه هايي كه مسئول برگزاري جشن بودن به اين طرف و اون طرف ميدويدن و كارهاي باقي مونده رو انجام ميدادن . خوب واقعا كار بزرگي رو انجام داده بودن . برگزاري يه جشن با 350 نفر مهمون ، اونم فقط و فقط توي چهار روز.
خستگي توي صورتهاشون موج ميزد .
مهمون ها هنوز در حال ورود بودن . با خودم گفتن بچه ها چقدر خوش تيپ و خوشكل شدن . چقدر به خودشون رسيدن. هه ، كاش هميشه همين جوري بودن . حتي توي دانشكده ...
ديگه تقريبا همه بودن . دانشجوها و خانواده هاشون ، اساتيد ، مسئولاي دانشگاه ...
البته بعضي ها هم نبودن . مثل دكتر زاهدي كه تهران بود . يا استاد خسروي نيا و عبدالهي و مالكي مقدم و ايزدي و زماني و روشن و استاد دوست داشتنيمون ، عليرضا مصلايي كه هر كدوم به دليلي نتونستن توي مراسم شركت كنن .
نزديكي هاي 7 بود كه برنامه با تلاوت قرآن شروع شد . بعدش هم سخنراني جناب عفيفي معاون پ‍ژوهشي دانشكده كه يهو ...
يهو برق ها رفت . فكر كرديم جشن هنوز شروع نشده به آخرش رسيده ... ولي نه . خدا رو شكر برق هم برگشت ...
بخش هاي جالبي توي مراسم بود . از خواننده هاي پاپ و سنتي تا نوازنده كيبورد كه بين آيتم ها مجلس رو گرم ميكرد .
نكته جالب مراسم 4 بخش اهدا لوح تقدير بود . انگار بچه هايي كه مراسم رو برگزار ميكردن هي يادشون ميرفت لوح تقدير چند نفر رو بدن .

مجري هم كه ؛ اي ، بد نبود ؛ گاهي تپقي ميزد و يا سوتي ميداد . ولي سر جمع بد نبود .
راستي كليپي هم كه از عكس هايي كه بچه ها گرفته بودن پخش شد جالب بود . مخصوصا آهنگ يار دبستاني و غير معمولي كه روي كليپ پخش ميشد .
البته ماشالا بچه هاي ما سرد تر از اين حرف ها بودن كه آهنك ها رو همراهي و هم خواني كنن .

به هر حال جشن خوبي بود . جشني كه شايد تا سال ها از خاطره هاي بچه ها فراموش نشه .

راستي چند تا نكته رو هم شما گفتين توي نظرات .

يكي گفت من و همراهام يواشكي اومديم تو و كسي هم نفهميد . ( خسته نباشي دانشجوي حقوق مملكت كه از همين الان .... )


يكي گفت جشن خیلی خوش گذشت ممنون از همه بچه ها.
فک کنم بیاد ماندنی ترین شبی بود برا ورودی های87.
این جشن اصلا از یاد بچه ها نمیره.

فقط فکر کنم روز جشن به دونفر خوش نگذشت(دویی لطف اله و فری)چون که خستگی از تمام صورتشون پیدا بود. بازم ممنون از همتون


يكي گفت من توی جشن مهمون بودم

خدای جشن خوبی بود. دست اون کسایی که زحمتش رو کشیدن ممنون ( والا هر چي فكر كردم نفهميدم . دست اون كسايي كه زحمتش رو كشيدن ، ممنون !!!)


يكي گفت تبریک میگم به بچه ها جشن خوبی بود

اما مجری اصلا تسلط نداشت حیف مطالب قشنگی که با تپقش همراه بود!!!


يكي گفت خیلیم خوب نبود بهتر از اینا میشد راستی راستی تموم شداااامبارک باشه ( تموم كه بله . شد . ولي دمتون گرم ، كنار گود نشستين و ميگين لنگش كن )

با تشكر ويژه از 4 نفر كه زحمت زيادي كشيدن . فريبرز عزيز دوست . حميد رضا عشايري . سعيد اسدي . لطف ا.. زارع

======================================


من خيبري ام . اهل ني ، هور ، آب . خيبري دود نداره سوز داره ...

خيلي وقته اين بلاگ رو مينويسم . شايد بيشتر از يه سال و نيم .
هوووم . بيشتر اوقات حرفام اعتراض بود . گله بود . شكايت بود . بيشتر وقتا آه و ناله بود .
خب . از همتون معذرت ميخوام. شايد بهتر بود همه زشتي ها رو كنار ميذاشتم و فقط خوبي ها رو ميگفتم. خوبي هايي كه زياد نيستن ، ولي بالاخره هستن و وجود دارن .
متاسفم . واسه همه حرف هايي كه زدم متاسفم .
اين روزها يه صورت سرد و بي روحم كه توي دانشكده پرسه ميزنه ...
نوشته شده توسط admin در ساعت 14:45 | لینک  | 

سلام

خوبین ؟

خدا رو شر بالاخره دانشجو های لار یه حرکتی زدن و یه جشن فارغ التحصیلی آبرومند رو برگزار کردن .

دمتون گرم . جشن قشنگی بود. تقریبا همه چیز خوب بود و کم و کاستی نداشت

 

این روزها نمیدونم چی بگم .

توی جشن خیلی چیزهای جالبی دیدم . افراد خیلی جالبی  رو دیدم .

خانواده های بچه ها رو دیدم .

جالب بود ...

بی خیال

 

خلاصه که خسته نباشین . از کسانی که واسه این جشن هم تلاش کردن و زحمت کشیدن تشکر میکنم .

میخوام پست بعدی رو شما بنویسین .

هر خاطره ای - هر مطلبی و هر حاشیه ای. خلاصه هر چیزی در مورد جشن روز سه شنبه داری توی بخش نظرات بذارین تا من بذارمش روی صفحه اصلی .

پس منتظرم .

نوشته شده توسط admin در ساعت 18:33 | لینک  | 

سلام .

توی هفته ای که به قول استاد - دانشجو که هیچی ُ پشه هم توی دانشکده پر نمیزنه و تو این روزهای دلگیر بازم خدمتتون اومدم .

اوه اوه . چقدر سرد شده این شب های لار . پدر صاحب بچه در اومد ...!

 

میگم یه سوالی داشتم !

اگه این وبلاگ تعطیل بشه بهتر نیست .

آخه . اولا بودن یا نبودنش واسه کسی مهم نیست .

دوما انگار مسئولان محترم دانشگاه بازم به تکاپو افتادن تا نویسنده وبلاگ رو پیدا کنن و ... و خدا وکیلی منم دیگه اصلا  حوصله دردسر رو ندارم .

سوما که حوصله فحش و دری وری شنیدن هم ندارم . ( ماشالا لطف بچه ها کم نمیشه نسبت به ما )

چهارما که این روزا خودمم زیاد خوب نیستم ( کی خوب بودم من ؟! )

اصلا این بحث رو به نظر سنجی میذارم .

خلاصه این جوریاس ...

 

راستی انگار قرار نیست این ترم هم جشن فارغ التحصیلی برگزار بشه . کم کم داره ماه محرم میرسه و هنوز هیچ کاری انجام نشده .

آقایون و خانم های ورودی ۸۷ یکم به فکر باشین . حیفه به خداا.

بعدا حسرتش رو میخورین .

 

بسیج دانشکده هم خلاقیت به خرج داده و میواد آزمون علمی برگزار کنه . دمشون گرم . دستشو ن هم درد نکنه . نزدیک ۵۰۰ هزار تومن هم جایزه گذاشتن واسه نفرات برتر.

 

راستی انگار انجمن علمی بازم میخواد راه بیافته . شنبه ۱۰ صبح توی اتاق ۱۰۴ جلسه اولشونه . نمیدونم والا . خدا کنه به یه جای خوبی برسه ...

 

اینم نتیجه نظر سنجی که نزدیک دو ماهی روی وبلاگ بود .

در آينده دوست داريد در چه زمينه اي مشغول به كار شويد ؟

وکالت ۱۲= رای

تدریس در دانشگاه ها و مراکز علمی = ۸ رای

قضاوت و سردفتری = ۶ رای

مشاغل خارج از رشته حقوق = ۵ رای

مشاور حقوقی و سایر مشاغل مربوط به رشته حقوق =۱ رای

 

دیگه همین . فعلا ...

نوشته شده توسط admin در ساعت 20:25 | لینک  | 

s

سلام.

 

 

يه چند تا نكته رو بگم بعد برم سراغ يه مشت نميدونم چي ...

ميدونم رشته حقوق با سياست گره عميقي خورده ولي خواهشا سعي كيند زياد حرف رو به سياست و سياست بازي نكشونيد توي نظرات

 

بعد اينكه بچه هاي ترم 7 به جنب و جوش افتادن كه جشن فارغ التحصيلي بگيرن. نميدونم والا . ترم هاي قبل كه جالب از آب در نيومد. ايشالا امسال خوب بشه .

 

بعد اينكه . بچه ها ميخوان يه پارچه نوشته به مضمون تبريك به اساتيدي كه دكترا قبول شدن جلوي دانشكده نصب كنن . كار قشنگيه . دستشون درد نكنه . دقيق نميدونم كدوم استادا هستن. فقط استاد عبدالهي رو مطمئنم كه قبول شدن .

 

بعدش هم - اون دوستي كه توي نظرات گفته بود مواظب دوستش باشم . به خدا تا جايي كه ميتونم حواسم بهش هست . مثل داداشمه ... خيالت جمع .

 

هوووم . ادامه داستان رو هم نوشتم. البته طنز نيست. خيلي هم تلخه . نميدونم بذارمش يا نه .

...

خب بريم سراغ  رستم و ...

 

1 - رستم هست و يه دست اسلحه

والا طرف 10 تا درس داره . از اول ترم تا آخر ترم با يه پاپكو مياد دانشگاه و ميره.

حالا كاش جزوه اي مينوشت . نكته برداري ميكرد . هيچي و هيچي ...

آخر ترم چطوري درس پاس ميكنن اين آقايون و خانم ها ، خدا ميدونه .

بالاخره رستمه و يه دست اسلحه ...

 

2 _ رستم هست و رخشش

به خدا گاهي فكر ميكنم ما دانشجو هاي دانشگاه آزاد اسلامي لارستان چه دل و جراتي داريم هاااا

جونمون رو ميگيريم كف دستمون و سوار سرويس هايي ميشيم كه سال ساختشون همزمانه با تولد پدر بزرگمون ...

بابا دممون گرم ...

مثلا اتوبوس آقاي پژمان . فلكه قبله ترمز ميگيره تا فلكه فرمانداري با هزار سلام و صلوات اتوبوسه وايسه .

خدا رحم كنه .

دمت گرم رستم. عجب رخشي داري ...!

 

3 - رستم هست و يه دنيا ادعا

فكر كردين كه چقدر بعضي هامون ادعاي بي خودي داريم

مثلا خود من .

فكر ميكردم خيلي باهوشم. ولي يه دو هفته ايه فهميدم چقدرم خنگم ...

وااالاااا

پس بشين فكر كن . بي خودي هم ادعا نكن ...

 

4 _ رستم هست و يه عالمه رفيق و دوست و يار و همدم و ...

گاهي فكر ميكنيم خيلي دوستاي خوبي داريم .

گاهي فكر ميكنيم كسايي دورمون هستن كه ميتونيم روشون حساب كنيم .

فكر كن 1 %

خواهشا فكر بي خود نكنين . نيست ... نيست ... نيست ...

لا اقل واسه من يه دوست واقعي تو اين دانشگاه وجود خارجي نداره .

خوش به حال رستم كه گيو و فريبرز و بهمن و هزار تاي ديگه رو كنارش داشت . اصلا همون رخشي كه داشت خودش يه رفيق با معرفت و با مرام بود ...

واااالااااا

 

5_ رستم هست و يه كلبه خرابه

خب. ساختمان سبز شد مقصد اول و آخر ما ...

بالاخره هم نرفتيم ساختمان جديد . به دررررك

باز خوش به حال ترم اولي ها . ديدم توي بورد زده كلاس منطق شون توي ساختمان جديد قراره برگذار بشه .

 

6 _ رستم هست و يه دنيا حرف نگفته

ميدونين .

وقتي ميرم شيراز  يا دانشگاه شهر هاي ديگه رو ميبينم ، حالم از خودم و دانشگاهم بهم ميخوره ...

ديگه خسته شدم كه هر دفعه بيام اين جا و بگم غذا ي دانشگاه آشغاله. بگم كلاس ها شلوغه . بگم سرويس ها خرابه . بگم يه زمين يا سالن ورزشي نداريم. بگم كوفت . بگم زهر مار ...

بابا اينا حق طبيعي و عادي ماست . اينا ديگه گفتن نداره

آخه اينكه سمينار توي دانشكده برگزار نميشه دعوا نداره كه . خنده داره . چون بايد باشه . نبودنش يه كمبود بزرگه .

موندم ما سر چيا داريم با هم دعوا ميكنيم . اي خداااااااا

كجاي ايران سراغ دارين كه كلاس ها 70 نفري و 80 نفري باشه . كه يه استاد تازه كار مثل استاد زماني هم پيدا بشه كه توان كنترل كلاس رو نداشته باشه . يعني حق هم داره هااا . مهد كودكه . آقايون و خانم ها تيكه ميپرونن در حد بچه 5 ساله . اي گچ بگيرن در اين دانشگاه رو ...

والا خسته شدم از بس دوستام توي دانشگاهاي ديگه مسخرمون كردن ...


نوشته شده توسط admin در ساعت 3:33 | لینک  | 

سلام

خب . چند روزی بود که آپ نکرده بودم. گفتم یه پستی بذارم ...

هوووم . اول هفته که خیلی مزخرف بود و اصلا رو به راه نبودم . اتفاقی افتاد که خیلی حالم گرفته شد ...

یکشنبه شب هم که خیلی دلگیر بود ... نمیدونم چرا ...

حالا از این چیزا بگذریم .

میگم کیا با استاد عسکری کلاس دارن . بابا این استاده دیگه خیلی با حاله . ماشالا آخرشه ... . روز 5 شنبه 3 تا سکشن کلاس داشتن . ولی هر 3 تاش رو هم رفته یک ساعت و نیم طول نکشید . ای وووووووول بابا

یه چیز دیگه . شنیدم استاد بیگلری بدجوری از دستم شاکیه . دستش بهم برسه ، کله م رو میکنه .

خب باید بگم استاد عزیز. همون طور که شما همیشه سر کلاس هاتون میگین که فقط حقیقت رو میگین و نظر بقیه هم واستون مهم نیست. منم این جا فقط حقیقت رو میگم . امیدوارم درک کنین و از دستم ناراحت نشین .

راستی انگار ساختمان جدید هم دادن به بچه های زیان . پس حالا حالا ها باید توی ساختمان سبز بمونیم . خداییش این ساختمون نه دیگه ظرفیت رشته حقوق رو داره و نه در شان این رشته س . چی بگم از دست این دکتر زاهدی ...

 

یه چیز دیگه. استاد حسانی که قول داده بودن بشینن روی صندلی داغ - انصراف دادن و گفتن شر میشه.

چی بگم . حتما شر میشده دیگه ...

انتظار بیشتری هم نمیرفت ...

داستان طنز رو هم میخوام ادامه بدم . ولی فعلا اصلا تمرکز ندارم که روش کار کنم . ولی حتما یه قسمت دیگه مینویسم و میذارم .

 

حب. فعلا همین.

بابا شما هم یکم همکاری کنین . مطلب بفرستین تا بذارم روی بلاگ .

نوشته شده توسط admin در ساعت 19:25 | لینک  | 

خب
سلام . میگم قرار بود شما هم از دانشگاه بگین و حرف بزنین . منم بذارم رو صفحه اصلی. ولی انگار کسی دوست نداره با من همکاری کنه ...

این پست جدید رو میخواستم یکم دیرتر بذارم. ولی یهویی شد .

یه چند تا مطلب رو اول کار بگم .

خدا وکیلی چه وضعشه . این هفته کلی از کلاس ها تشکیل نشد . یهو تعطیلش کنین این دانشکده حقوق رو ... والاااا

این کارو رو میکنین که بچه های دانشگاه سراسری هی میان و ....



راستی توی بورد رو دیدین . معدل های بالای 18 رو زدن . هر ترم بالای 17 رو میزدن . این ترم بالای 18 ها رو فقط زدن .

جالب این جاست که بچه های ورودی 87 درس خون ترین بچه های دانشکده هستن .

یه آمار بدم .

از رشته حقوق :

13 نفر از بچه های ورودی 87 - مهر ماه

3 نفر ورودی 87 - بهمن ماه

7 نفر ورودی 88

5 نفر ورودی 89


از رشته علوم قضایی

8 نفر ورودی 87

2 نفر ورودی 89

جالبه که ورودی های 88 علوم قضایی تو این لیست سهمی ندارن .

و البته خانم دامن کشان با معدل کل 19/35 فعلا یکه تازی میکنن . یه خسته نباشید جانانه هم به ایشون میگیم.



راستی حالا که حرف دانشگاه سراسری و آزاد شد .

واسم خیلی جالبه که میگن توی دانشگاه آزاد هر کاری میکنن و واقعا آزاده . ولی واسه یه سمینار علمی هم کلی بهمون گیر میدن.

از اون طرف توی دانشگاه سراسری شیراز و تهران  کنسرت بلک متال با مضمین شیطان پرستی برگذار میشه.اونم با چه وضعی ... خوبه والااا



یه چیز دیگه. امسال ورودی دانشگاه آزاد به شدت افت کرده . همین دانشگاه خودمون هم حتی نصف ظرفیت هر ساله دانشجو نتونسته بگیره. یا مثلا رشته اقتصاد و مدیریت دانشگاه صدرا که یک چهارم ظرقیتش هم دانشجو نداشته .

نمیدونم چرا . دانشجو کم شده یا علاقه به دانشگاه آزاد ...


راستی یادتونه زمان انتخابات . میگفتن رئس جمهور محبوب دزد گیر تشریف دارن . نمیدونم والا ...

بعد یهو گندش در میاد که 3 هزار میلیارد یه جا پرید ...

احتمالا سیستم دزد گیر خراب شده و احتیاج به تعمیر داره ...


==============================

آخر کاری هم یه چیز شخصی بگم . اونی که بهم پیام خصوصی داد و هر چی دلش خواست گفت .

اولا آره . من آدم لجنی هستم .

دوما بیشتر از من خود شما و امثال شما مقصری با اون اس ام اس هایی که میدادی. اگه فهمیدی که هیچی. اگه نفهمیدی که مشکل از نفهمی خودته .

سوما من خودم وضعم بهتر از اون نیست ...

شما هم لطف کن اینجا نیا دیگه . اصلا غلط میکنی بیای ...
نوشته شده توسط admin در ساعت 20:15 | لینک  |